بررسی امر بین الامرین در کلام حکماء اسلامی

بررسی  امر بین الامرین در کلام حکماء اسلامی

علی رستمیانی

مدخل

مسئله اختیار یکی از مسائل اساسی فکری بشر از ابتدا بوده است  و این که انسان در انجام افعال خود مختار است یا مجبور به عنوان یکی از کلیدی ترین عقاید و سخت ترین مباحث کلامی و فلسفی همواره مورد توجه بوده است و صعوبت آن باعث گردید  بسیاری از افراد و گروها نتوانند به راه صحیح راه پیدا کنند از جمله مکتب جبری که بر خلاف بداهت عقل قائل به مجبور بودن انسان شد وخداوند را تا حد مخلوقات پایین آورد . در مقابل مکتب مفوضه دچار شرک در خالقیت گردید .که هر دو مکتب در مسئله خلق اعمال راه افراط وتفریط را پیمودند.

اما فلاسفه اسلامی ومتکلمین شیعی به پیروی از ائمه معصومین به تببین راه سومی پرداختند که مفاسد دو مکتب جبری وتفویضی را ندارد.

در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که ایشان فرمودند : ((لا جبرو لا تفویض ولکن امر بین الامرین))[۱]  ونه جبر و نه تفویض بلکه امری بین آندو میباشد.

مکتب امر بین الامرین در عین حالیکه جامع نکات مثبت دو مکتب قبلی می باشد در عین حال از مفاسدی که مترتب بر آن دو مکتب می باشد مبری است، در این مکتب مسئله خلق اعمال برای همیشه به بهترین وجه ممکن حل گردیده است این مکتب در عین حال که اختیار انسانی را انکار نمی کند وآنرا مورد تایید قرار می دهد شمول اراده وقدرت الهی را در همه موجودات جهان واز آن جمله افعال انسان ساری وجاری می داند.

در مکتب امر بین الامرین در عین حالیه توحید افعالی در مورد تمامی موجودات اثبات شده وهمه موجودات  جهان و از آن جمله افعال انسان فعل حق محسوب شده و در عهن حال عدل الهی و توحهد صفاتی را به بهترهن نحو ممکن اثبات نموده است و مهان اعتقاد به اهن دو هیچگونه مغایرتی نمی بهند . در این مکتب در عین حال که قضا و قدر الهی را در مورد همه موجودات مورد تائید قرار می دهد اختیار انسان را از مظاهر قضا وقدر الهی می داند.

امام خمینی (ره) در مورد انتقاد از دو مکتب جبر وتفویض وحقانیت مکتب امر بین الامرید چنین من گوید: قائل به تقویض ممکن را از محدوه اش خارج کرده است وبه سرحد واجب بالذات رسانده است پس او مشرک است وجبری واجب تعالی  را از مقام والایش تا حدود امکان پایین آورده است پس او کافر است واز این رو مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا (علیهم السلام) بنا بر روایت صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا قائل به جبر را کافر وقائل به تفویض را مشرک خوانده است وآن کس که حد وسط میان ایندو را قائل است او در راه وسطی است که مخصوص امت محمد(ص) میباشد وآن راهی است که هم مقام ربوبی  حفظ میشود وهم حدود امکانی محفوظ می ماند.

جبری به حق واجب تعالی ظلم کرده است بلکه به حق ممکنات هم ظلم کرده است وتفویض همانطور وقائل به امر بین الامرین حق هر صاحب حقی را به او داده است.

جبری چشم چپش کور است پس کوری آن به چشم راستش هم سرایت کرده است وتفویضی چشم راستش کور است پس از آن به چشم چپش سرایت کرده است وقائل به امر بین الامرین دارای دو چشم بینا است.

جبری مجوس این امت است بطوری که پستیها ونقصها را به خداوند نسبت داده است وتفویضی یهود این امت است که دست خدا را بسته پنداشت ،

 دست خودشان بسته باد ولعنت ونفرین بر آنان به خاطر آنچه گفتند، بلکه هر دو دست خدای تعالی باز است ولی آنکه قائل به امربین الامرین است بر دین حنیف اسلام است[۲].

نه جبر محض ونه صرف قدرهست                                 ورای آندوامری معتبر است

      لان الباطل کان ذهوقا                                                     کلام کان فیهما صدوقا

که همر جبر است وهم تفویض باطل                              بل امربین الامرین است حاصل

     چه هر دو واجد العینند واحول                                     نبیند چشم احوال جز محول

   که قول حق نه تفویض ونه جبر است                      که آن گبر است واین بدتر زگبر است[۳]

محققین از حکمای اسلام مکتب امر بین الامرین را به طرق مختلفی تفسیر کرده اند که تفاسیر بعضی از آنها در این بخش خواهد آمد.

تفسیر ابو علی سینا از امر بین الامرین:

آیا انسان در افعال خویش مجبور است یا اینکه اعمال انسانی به وی تفویض شده است وتحت قدرت ومشیت الاهی واقع نمی شود؟

شیخ الرئیس ابن سینا در جواب این سئوال می گوید:

‍(النفس مضطره فی صوره مختاره و حرکاتها تسخیریه ایضا کالحرکه الطبیعیه فنها تکون بحسب اغراض ودواع فهی مسخره لها الاان الفرق بینها وبین الطبیعیه انها تشعر باغراضها والطبیعه لا تشعر باغراضها ، والافعال الاختیاریه فی الحقیقه لا تصح الا فی الاول وحده )[۴]

وی می گوید: نفس مضطر است به صورت مختار وحرکات آن نیز تسخیری می باشد همانند حرکات طبیعی ، حرکات نفس بر حسب اغراض و دواعی میباشد پس نفس مسخر آن اغراض ودواعی است . تنها فرقی که بین نفس وطبیعت است این است که نفس اغراضش را درک می کند در حالیکه طبیعت اغراضش را درک نمی کند وافعال اختیاری در حقیقت جز در مورد خداوند صحیح نیست.

مطابق اعتقاد شیخ انسان مضطر است اما منظور از این سخن مضطری که اشاعره بدان معتقد بودند که افعال انسانی را بدون واسطه به خداوند نسبت می دادند وتنها انسان را کاسب افعال خویش می دانستند نیست بلکه منظور این است که انسان در اختیارش مضطر می باشد واختیار انسان بدست خود انسان وبا اختیار خودش نمی باشد بلکه بصورت مختار خلق شده است ومراد از اینکه از در اختیارش مجبور است این است که برای غیر انسان دخالتی در تمام فاعلیت انسان میباشد یعنی اینکه انسان فعل خود را از روی استقلال بدون اینکه دخالتی از جانب مسخر یا داعی زائد بر ذات او متوجهش باشد انجام نمی دهد. بنا بر این شیخ آن اعتقادی که معتزله در اختیار دارد که انسان را بطور مطلق خالق افعال خویش می دانند را قائل نیست . وی حرکات نفس را تسخیری وفاعلیت نفس آدمی را از نوع فاعل مسخر می داند فاعل مسخر  آنست که خود وفعلش تحت تسخیر فاعل دیگری باشد . ایشان نوع فاعلیت نفس را همچون حرکات طبیعی می داند که خود همراه فعل مسخر نفس می باشند . همانطور نفس همراه تمامی افعالش تحت تسخیر فاعلیت حق می باشد تنها تفاوتی که فاعلیت نفس با فاعل های طبیعی دارد این است که فاعلهای طبیعی نسبت به اغراض و دواعی احساس وعلم ندارد، حال آنکه نفس انسانی نسبت به اغراض ودواعی علم واحساس دارد.

ایشان میان مختار حقیقی که صفت حق تعالی است ومختار در عرف که مخصوص انسان است فرق قائل میشود ومی گوید: هر گاه می گوئیم خداوند مختار وقادر است معنی آن این است که او بالفعل بطور همیشگی مختار بوده وخواهد بود ومقصود از آن اختیار وقدرتی که مردم از آن می فهمند نیست.

همانا مختار در عرف آنست که بالقوه مختار باشد ( نه بالفعل ) واحتیاج به مرجح داشته باشد که اختیار او را به فعلیت برساند. آن مرجح ویا داعی یا از جانب ذات یا خارج از ذات آنرا به آن فعلیت می رساند. بنابراین مختار از ما انسانها مختار می باشیم در حکم مضطر در حالیه خداوند در اختیارش داعی غیر از ذات ، او را به سمت آن فعل دعوت نمی کند وخداوند مختار بالقوه نیست که سپس مختار بالفعل بشود بلکه پیوسته مختار بوده است ومعنایش اینست که او اختیار نکرده است غیر آنچه فعل اوست وفعهل هم بوسطه ذات وخیریت ذاتش میباش نه بواسطه داعی دیگر ودر آنجا دو قوه متنازع همچنانکه در ماهست وجود ندارد که فرمان یکی را گردن نهد وسپس اختیار کند که آنرا به فعلیت برساند [۵]سپس ایشان معنای جمله «الانسان مضطر فی صوره المختار » را خود چنین بیان می کند: که مختار از ما انسانها در اختیارش خالی از داعی که او را دعوت بدان فعل می کند نمیباشد پس اگر داعی همان غیت که موفق با قوی ترین قوا در ماست باشد می گویند فلان شخص در نچه انجام می دهد مختار است  واگر آن داعی از جانب انسان دیگری باشد ودر حالت دیگر آن داعی موافق با مادر آن غایت نیست پس صدور فعل از ما بر حسب آن بحال اکراه خواهد بود چنانچه داعی ذاتمان باشد بر حسب آن مختار خواهیم بود بنا بر این مختار حقیقی آنست که داعی او را به انجام فعل فرانخواند وما هر گاه می گوئیم فلانی فعلی را در حال اختیار انجام می دهد معنایش این است که داعیش ذاتش می باشد. [۶]

و هر گاه می گوئیم فلانی در فعلش مکره میباشد داعی غیر ذاتش می باشد.

تفسیر خواجه نصیر الدین طوسی از امر بین الامرین:

خواجه نصیرالدین طوسی که از بزرگترین متلکمین شیعی بشمار می رود وبحق میتوان او را قهرمان میدان مبارزه با عقاید انحرافی دانست.

در توضیح اختیار چنین می گوید: مراد از آنکه مردم مختارند آنست که قادر هست بر آنکه بعضی از افعال از او به حسب ارادت او وجهت او صادر شود.

پس اگر کسی به سبب آنکه صدور فعل ارادی انسان از قدرت وارادت او برسبیل وجوبست او را مجبور خواند وسلب اختیار از او کند یا به سبب آن که این افعال در سلسله معلولات مستند به علت اولی گوید فعل خدای تعالی است مضایقتی نیست ، اما اگر گوید: که این افعال تابع قدرت واراده انسانی نیست وفعل خدائیست بیواسطه اسباب وتکلیف وامرو نهی وجهد وسعی مردم را در آن تاثیری نیست حاشاوکلا که این اعتقاد مخالف حق است وبا وجود غیر مطابق،[۷] مطابق اعتقاد خواجه معنی اختیار این است که انسان بر حسب اراده خود قادرند بعضی افعال را انجام دهند وقوا وافعال ارادی انسان از جمله مظاهر قضا وقدر میباشد وبه بهانه اعتقاد به قضاو قدر الهی نمیتوان اختیار انسان را نفی کرد بنظر وی کسی به بهانه اینکه صدور افعال ارادی انسان بس از تحقق اراده برسبیل وجوب میباشد نمیتواند منکر اختیار شود « الوجوب بالاختیار لا ینافی الاختیار » همچنین به بهانه استناد علل ومعلومات به علت اولی که حق تعالی میباشد نمیتوان منکر اختیار انسان شد . زیرا وی میان علل و معلولات اسباب ووسائط قائل است واین گمان اشاعره را که توحید افعالی را چنین معنی می کنند که موجودات واز آن جمله افعال انسانی بی واسطه فعل حق هستند را رد می نماید وآنرا مخالف عقیده حق می داند، وی به پیروی از حکماء مشاء در ترتیب ممکنات به قاعده( الواحد) قائل است که (الواحد لا یصدرمنه الاالواحد )‌جز از علت واحد معلول واحد صادر نمی شود. بنابراین محال است که از خداوند که بسیط الحقیقه من جمیع الجهات والحیثیات می باشد معالیل متکثر صادر شود.

همچنین در جای دیگر می گوید : فاذا نظرنا الی اسباب القدره والاراده کان فی الاصل من الله وعند وجودهما الفعل واجب وعند عدمها ممتنع واذا نظ نا الی الفعل کان من العبد بحسب قدرته وارادته ، فلهذا قیل لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین فاذن الاختیار حق والاسناد الی الله حق ولا یتم الفعل  باحدهما  دون الاخر [۸]

هر گاه به علل قدرت و اراده (انسان ) نگاه می کنیم در اصل از جانب خداوند است وهنگام وجود قدرت واراده فعل واجب می شود ودر صورت عدم آندو فعل ممتنع است وهر گاه نگاه به فعل می نمائیم از جانب بنده وبر حسب قدرت واراده او میباشد ، بهمن خاطر گفته اند : نه جبر ونه تفویض بلکه امری میان آندو امر میباشد. پس اختیار حق است ونسبت دادن فعل به خداوند هم حق است وفعل بوسیله یکی از آندو بدون دیگری حاصل نمی شود.

مذهب خواجه را از امر بین الامرین میتوان چنین خلاصه کرد که همچنانکه بیان گردید وی خداوند را فاعل بعید همه مو جودات و پدیده های عالم از جمله افعال اختیاری انسان می داند، از طرف دیگر انسان فاعل قریب افعال ارادی خویش میباشد اما چگونه میتوان برای فعل واحدی دو  فاعل قائل شد؟ آیا این متضمن امر محالی نیست؟ در جواب باید گفت این در صورتی محال  است که آندو فاعل در عرض هم باشند محال است مقدور واحدی تحت قدرت دو قدرت در عرض هم واقع بشود اما چنانچه قائل به علل طولی بشویم این مشکل حل میشود افعال انسانی از آن جهت که تحت اراده واختیار او واقع میشود واو در محدوده قدرت خویش میتواند افعالی انجام دهد ومنشاء آثاری بشود به انسان منسوب است وبطور حقیقی نه بطور مجاز میتوان گفت انسان این اعمال را انجام داده است از طرف دیگر از آن جهت که خداوند فاعل همه موجودات جهان از جمله انسان وقدرت واراده اوست و هیچ موثری در عالم هستی غیر از او وجود ندارد خداوند فاعل اعمال اختیاری انسان نیز میباشد فاعلیت خداوند در طول فاعلیت انسان میباشد ، نه در عرض او . بنابراین افعال اختیاری انسان از یک طرف منسوب به خود اوست واز طرف دیگر منسوب به خداوند است انسان فاعل مباشر افعال خود است وخداوند فاعل بالتسبیت.

تفسیر ملاصد را از امر بین الامرین :

حکیم بزرگوار صدرالمتالهن شیرازی صاحب حکمت متعالیه مذاهب مختف در این زمینه را در چهار مذهب خلاصه کرده است مذهب نخست مذهب مفوضه مذهب دوم مذهب مجبره مذهب سوم مذهب فلاسفه مذهب چهارم مذهب راسخین در علم. [۹]

ایشان ضمن بیان عقیده مذاهب مفوضه ومجبره مفاسدی که بر این دو مکتب مترتب است را بیان می کند همچنین تفسیر فلاسفه ای همچون بوعلی سینا وخواجه نصیر الدین طوسی را تحت عنوان فلاسفه بررسی کرده اما بنظر وی قانع کننده بنظر نمی رسد . وی سپس مذهب خویش را تحت عنوان راسخین در علم بیان کرده و به توضیح وتبیین آن می پردازد وی در توضیح این مذهب چنین می گوید . ذهبت طائفه اخری وهم الراسخون فی العلم – ان الوجودات علی تفاوتها وترتیبها فی الشرف الوجودی وتخالفها فی الذات والافعال وتبایتها فی الصفات والاثار تجمعها حقیقه واحده الهیه جامعه لجمیع حقایقها ودرجاتها وطبقانها مع ان تلک الحقیقه فی غایه البساطه والاحدیه ینفذ نوره فی اقطار جمیع الموجودات من السموات والارض لاذره من ذرات الکوان الوجودیه الا ونور الانوار محیط وقاهر علیها وهو قائم علی کل نفس بما کسبت وهو الذی ذهبوا الیه مما اقیم علیه البرهان طبق ما شاهدوه بالبصیره والعیان فاذن کما انه لیس شان الا هو شانه – فکذلک لیس فعل الا وهو فعله ولا حکم الا لله ولا حول ولا قوه الا بالله العظیم یعنی: کل حول حوله وکل قوه قوته مع علوه وعظمته فهو مع علو وعظمته ینزل منازل الاشیاء ویفعل فعلها مع غایه تجرده و تقدسه عن جمیع الاکوان لا یخلومنه ارض ولاسماء کماقال امام الموحدین علی (علیه السلام )مع کل شی لا بمقار نه وغیر کل شی لا بمزایله [۱۰]

مطابق تفسیر این حکیم در عین حالیکه موجودات دارای مراتب ودرجات وجودی متفاوتی میباشند و برای موجودات افعال و صفات و آثار متفاوتی می باشد،اما در عین حال نور جمال الهی در همه موجودات نافذ است وهیچ ذره ای از ذرات هستی نیست مگر اینکه قدرت وسیطره الهی آن را تحت نفوذ خود قرار داده است واین تفسیرجمله لا موثر فی الوجود الالله میباشد که هیچ موثری در هستی غیر از خداوند نیست. و اینکه در عالم هستی فعلی نیست مگر اینکه فعل اوست بمعنی این نیست که مثلا فعل زید صادر از او نیست بلکه بمعنی این است که فعل زید با وجود اینکه فعل اوست آنهم بطور واقعی نه بطور مجاز ، در عین حال فعل خداوند است پس هیچ حکمی نیست جز حکم خداوند و هیچ قدرت و نیرویی نیست جزبوسیله خداوند عظیم . بنابراین نسبت فعل وایجاد  به بنده صحیح است همانطور که نسبت وجود وبینایی و شنوایی و سایر حواس وصفات وافعال وانفعالات از همان جهت که منسوب به بنده است در عین حال شانی از شئون حق میباشد.

همانطور علم واراده وحرکت وسکون وهر آنچه از بنده صادر میشود بطور حقیقی نه بطور مجاز به او نسبت داده می شود بنابراین انسان فاعل هر آنچیزی است که از او صادر می شود ودر همان حال فعل انسان یکی از افاعیل حق است بر وجه اعلی واشرف که لایق احدیث ذاتی او باشد بدون شووب انفعال ونقص وتشبیه وترکیب آن با اجسام وپلید یها که خداوند بلند مرتبه از آن منزه است[۱۱].

همچنین ملاصدرا در توضیح سخن مولی الموحدین که فرموده اند: لا جبر ولا تفویض بل امربین الامرین می گوید: مراد از امر بین الامرین این نیست که فعل بنده مرکب از جبر وتفویض است  و معنی آن این نیست که فعل بنده خالی از جبر و تفویض است ومنظور هم این نیست که انسان از جهتی مختار واز جهتی مضطر است ومعنای آن این هم نیست که بنده دارای اختیار ناقص وجبر ناقص است بلکه معنای آن اینست که او مختار است از همانجهت که مجبور است ومجبور است از همان جهت که مختار است واختیار او عینا اضطرارا اوست.[۱۲]

اختلافی که تفسیر ملاصدرا با تفسیر حکمای همچون ابن سینا وخواجه نصیر الدین طوسی دارد این است که در مذهب امثال بوعلی وخواجه سلوک از طریق کثرت در وحدت است وحال آنکه در مذهب ملاصدرا و اتباع او سلوک از طریق وحدت در کثرت است.

در مذهب آنها برای هر فعلی استنادی به فاعل قریبش می باشد واستنادی هم به فاعل بعیدش می باشد وبه واسطه فاعل قریب واز طریق آن وانتساب طولی است نه عرضی بنابر این یکی از این دو نسبت دیگری را ابطال نمی کند و از آن جبر هم لازم نمی آید زیرا علت اولی اراده صدور فعل اختیاری از طریق اختیار فاعلش می کند بنابراین جز فعل اختیاری حاصل نمی شود. وفاعل بدون واسطه اراده فعل نمی کند تا اینکه اختیار واراده فاعل ساقط شود،

در حالیکه در تفسیر ملاصدرا برای هر فعلی استنادی به خداوند تعالی میباشد بدون واسطه بخاطر احاطه اش بدان فعل در مقام خودش وهمانطور استنادی به فاعل ممکن آن نیز میباشد واز آن جبر لازم نمی آید زیرا احاطه حق تعالی بر هر شیئی احاطه او برهمه خصوصیات آن می باشد واز جمله خصوصیات فعل انسان این است که از روی اختیار بنده صورت بگیرد وبا خصوصیت اختیاری مورد احاطه قیومی خداوند است وبدو نسبت داده می شود.

در مذهب امثال بوعلی وخواجه خداوند فاعل بعید وانسان فاعل قریب افعال خود می باشد وارتباط خداوند با موجودات جز از طریق اسباب ومسببات نمی باشد حال آنکه در مذهب ملاصدرا در همان حال که فعل مستند به خداوند است در همان حال مستند به بنده است وخداوند در عین بعید بودن قریب ودر عین قریب بودن بعید میباشد.

تفسیر حاج ملا هادی سبزواری از امربین الامرین :

حکیم بزرگوار ملاهادی سبزواری صاحب منظومه که از بزرگترین مروجین حکمت متعالیه بشمار می آید در کتاب شرح منظومه تحت عنوان «غرر فی عموم قدرته لکل شی ء خلافا للثنویه والمعتزله » ضمن طرد نظریه جبریونه ، اختیار را  برای انسان اثبات می نماید اما ایشان اختیار را به معنایی که معتزله قائل هستند طرد می نماید.

ایشان نظریه مورد اختیار خود را مذهب اهل حق که از ائمه (علیهم السلام) بدست رسیده یعنی امر بین الامرین قرار  می دهد واین نظریه را در کتابهای شرح منظومه وشرح الاسماء واسرار الحکم بطرق مختلف تفسیر می کند که به برخی از تعابیر این حکیم از امر بین الامرین می پردازیم.

در بیانی حقیقت امر بین الامرین را چنین تشریح می کند:

هرموجودی ممکن زوج ترکیبی است وجودی دارد ومهیتی وآن وجود را دو وجه هست. وجهی الی الله ووجهی الی المهیه الامکانیه وهر وجودی مبدا اثر است خواه اثر خارجی وخواه اثر ذهنی واز اینجاست که مفهوم وجود را تفسیر کرده اند به اینکه هوالذی یکون الشی فاعلا ومنفعلا واثر نیز دو جهت دارد جهت نورانیت وجهت ظلمانیه وبعبارت دیگر همان دو تعبیر اولست که در مبدا اثر گفتیم پس جهت نورانی اثر العالی للعالی والدانی للدانی واین دو وجه اختصاص ندارد در آثار به حسنات ونه به غیر حسنات چه هرموجودی این ترکیب در آن هست صلاه هم وجودیست محدود ووجود محدود شایسته نیست که از حیث محدودیت وحرکت معلول خدا باشد بیواسطه که حرکتی شایسته ما با شد وحرکت عدوانی هم وجود یست محدود ولی از وجه الله خالی نیست که (اینما تولوا فثم وجه الله ) وبا عتبار جهت نورانی تواند بوتجه الله در مبدا اثر مستند باشد چنانکه هر وجود مبدا اثری از وجه الله خالی نیست که مقید بی مطلق ومرکب بی بسیط و مشوب بی صرف نیست [۱۳]مطابق این تعبیر هر موجودی واز آن جمله افعال انسانی دارای دو وجه می باشد.

از جهت نورانیت واز جهت منشا اثر بودن که برای شی کمال محسوب میشود نور الهی در آن فیضان دارد وبه خداوند منتسب است  از این وجه اختیاری برای انسان نیست واز جهت ظلمانیت ومحدودیت ونقص که با ماهیت امکانی اختیار اثبات میشود وبا اثبات انتساب شیء به یکی از ایندو ، نفی دیگری لازم نمی آید،

ایشان در بیان دیگری حقیقت امر بین امرین را چنین بیان می کند:

 با دقت در وجود ممکنات در می یابیم که برای وجود امکانی دو نسبت میباشد یک نسبت به فاعل آن که حق تعالی است وبالوجوب میباشد ویک نسبت به ماهیت امکانی آن که بالا مکان میباشد در مقام توحید نسبت وجود به ماهیات ساقط میشود و می گوئیم که همه فعل خداوند است در مرتبه ایجاد همه همینطور است اگر در همه مراتب وجودات منسوب به حق میباشد در مرتبه ایجاد هم ایجاد ها منسوب به حق میباشد عبد و هر آنچه فعل اوست فعل خداوند است از طرفی هم نسبتی میان فعل وبنده وجود دارد حکیم سبزواری این مطلب را در منظومه چنین بیان می کند لکن کما الو جود منسوب لنا  فالفعل فعل الله وهو فعلنا [۱۴]لکن همانطور که وجود به ما نسبت داده می شود همانطور فعل در عین اینکه فعل خداوند است فعل ما نیز می باشد.

تاثیر امر بین الامرین در جهان بینی انسان

مطابق تفسیری که از امر بین الامرین  از حکما اسلامی بیان کردیم چنین بر می آید که هر آنچه در عالم هستی است تحت قدرت و سیطره حق می باشد و افعال انسانی در همان حال که فعل اوست فعل حق است و تحت قدرت و مشیت الهی واقع می شود  زیرا  همچنانکه از توحید افعالی بر می آید هیچ جزئی از اجزاء جهان خلقت خارج از احاطه قیومیه حق نیست تنها تفاوتی که میان تاثیر فاعل های طبیعی با افعال اختیاری انسان است این است که فاعلهای طبیعی نسبت به فعل خود دارای ادراک و اختیار نیستند در حالی که انسان به فعل خودآگاه و در انجام یا ترک آن اختیار دار د تاثیر قدرت قیومیه در افعال انسانی از جهات  مختلف می باشد از طرفی خداوند به انسان نباشد اصولا انسانی نیست تا چه رسد به اینکه دارای افعالی باشد این افاضه وجود و قدرت و اختیار به انسان هر آن  و لحظه می باشد لحظه ای از جانب حق قطع نمی شود و فیض حق دائمی است و اگر لحظه ای قطع شود جهان نیست و نابود می گردد.

مآخذ و منابع

۱-اسرار الحکم ، حاج ملا هادی سبزواری ، چاپ دو م  چاپخانه اسلامی، ۱۳۵۱

۲- تعلیقات، شیخ ابو علی سینا ، مکتبه اعلام اسلامی ،۱۴۰۴

۳-اصول کافی ، محمد بن یعقوب کلینی رازی ، انتشارات علمیه اسلامی

۴-تلخیص المحصل ، خواجه نصیرالدین طوسی ف موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل،۱۳۵۹

۵-الحکمه المتعالیه فی اسفار العقلیه الاربعه ، صدر الدین محمد شیرازی،المکتبه المصطفویه ،۱۳۸۶جلد ۶

۶- خیر الاثر دررد جبر و قدر، آیت الله حسن زاده آملی  ،انتشارات قبله

۷- شرح منظومه ، ملا هادی سبزواری ، موسسه انتشارات دارالعلم قم چاپ سنگی ، ۱۳۶۶

۸-طلب و اراده ، امام خمینی ره  ، ترجمه سید احمد فهری ، انتشارات علمی فرهنگی ،۱۳۶۲


اصول کافی جلد اول  صفحه ۲۲۴[۱]

طلب و اراده؛ امام خمینی ؛ صفحه ۷۵[۲]

خیر الاثر در جبر و قدر ؛حسن زاده آملی ؛ صفحه ۶۵[۳]

تعلیقات ؛ابن سینا؛ صفحه ۵۳[۴]

تعلیقات ؛ ابن سینا ؛صفحه ۵۰[۵]

همان ؛ صفحه ۵۱[۶]

دو رساله فلسفی در بیان اراده انسانی ؛ خواجه نصیر الدین طوسی؛صفحه ۴۹[۷]

تلخیص المحصل ؛خواجه نصیر الدین طوسی ؛ صفحه ۴۷۸[۸]

اسفار اربعه؛ جلد ۶ ؛ صفحه ۳۷۰[۹]

اسفار اربعه ؛ جلد ۶ ؛ صفحه ۲۷۳[۱۰]

همان ؛صفحه ۳۷۴[۱۱]

قبلی[۱۲]

اسرار الحکم؛ ملا هادی سبزواری ؛ صفحه ۱۱۰[۱۳]

شرح منظومه ؛ ملا هادی سبزواری ؛ صفحه ۱۸۰[۱۴]

3 thoughts on “بررسی امر بین الامرین در کلام حکماء اسلامی

  1. باسلام ، در خصوص موضوع “مراتب نفس ابن عربی و ملاصدرا” درانتهای مطلب “آنچه از بدن که همراه نفس باقی میماند” ،به استحضار میرساند نظر به رابطه عکس شدت تعلقات نفس به متعلقات نشئه مادی عالم تکوین با مرتبه وجودیش در نشئه فوق مادی و میزان و کیفیت تجرد و تهذب آن، معروض میدارد در جمله زیر:
    نتیجه اینکه هر چه تعلق نفس در دنیا به بدن کمتر باشد در برزخ و آخرت نیز تهذّب و تجردش از جسم و جسمانیات و بدن کمتر است، تا جایی که می تواند عقل محض گردد.۱۴
    بنظر می رسد کلمه کمتر دوم اشتباه بوده بایستی به بیشتر تصحیح شود به شکل زیر:
    نتیجه اینکه هر چه تعلق نفس در دنیا به بدن کمتر باشد در برزخ و آخرت نیز تهذّب و تجردش از جسم و جسمانیات و بدن بیشتراست، تا جایی که می تواند عقل محض گردد.۱۴
    داود پوراکبریان نیاز

  2. با تشکر از ارائه مطالب مفید، در صورتیکه غلطهای املایی و تایپی (ناشی از سرعت عمل و عدم بازبینی پس از تایپ)، نیز مرتفع گردد خواننده با اشتیاق بیشتری موفق به دنبال کردن مطلب خواهد بود. متشکرم

    1. با تشکر فراوان از دقت نظر شما
      ان شالله از این پس سعی می گردد با دقت بیشتری تایپ شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.