بررسی اختلاف آراء متکلمین فرق اسلامی در مسائل کلامی

بررسی اختلاف آراء متکلمین فرق اسلامی در موضوعات اصلی کلام

در این مقاله سعی شده است مهم ترین آراء فرق کلامی اصلی در موضوعات مهم کلامی مورد بررسی قرار گیرد .

از آنجا که تعدد فرق و اختلاف گسترده آنها در موضوعات مهم کلامی موجب می شود به خاطر سپاری نظرات کلامی را بسیار دشوار شود؛ تصمیم گرفتم با دسته بندی کردن مهم ترین عقاید امر یادگیری آنها را آسان تر نماییم.

تذکر: آنچه به عنوان نظرات یک فرقه ذکر شده است، نظر عمومی و کلی آن فرقه می باشد هر چند ممکن است هر کدام از این فرق چندین و چند شاخه داشته باشد که نه تنها موافق یک یا چند نظر نبوده بلکه حکم به مخالف با آن نیز داده باشند، برای اطلاع از جزئیات این نظریات باید به کتب مفصلی مثل تاریخ اندیشه های کلامی مراجعه کرد.

اما در تهیه این مجموعه از دو کتاب فرق و مذاهب کلامی و درآمدی بر علم کلام استاد ربانی گلپایگانی استفاده شده است. که بطور خلاصه به این مسائل پرداخته است.

امید اینکه این امر مثمر ثمر واقع گردد.

از همه دوستان خواهشمندم در اصلاح اشکالات و کامل تر شدن این نوشته بنده را یاری نمایند.

از دوستان گرامی که از این مطلب استفاده می نمایند خواهشمندم، قرائت سوره مبارکه ی فاتحه را به روح ملکوتی استاد گرانقدر حضرت آیت الله علی علمی اردبیلی ـ که حق بزرگی بر گردن این حقیر دارند ـ هدیه نمایند.

خواهشمندم  از کپی برداری جزی یا کلی این متن در فضای مجازی – چه با ارجاع و چه بدون آن – خودداری نمایید.

استفاده از این مقاله کاملا رایگان می باشد و  هر گونه سوء استفاده و کسب درآمد از این مقاله و دیگر مقالات قرار گرفته در این پایگاه به هر نحو و برای هر شخص یا موسسه ای شرعاً حرام می باشد.

 

۱- صفات خداوند:

معتزله صفات را عین ذات الهی دانسته و صفات زائد بر ذات صفات و قدیم عارض بر ذات را نفی می نمایند.

اشاعره صفات را زائد بر ذات الهی می دانند و هفت صفت را قدیم می دانند.

امامیه صفات را مفهوماً مغایر با ذات و مغایر با یکدیگر می دانند اما به لحاظ مصداق و وجود آنها را عین ذات و عین یکدیگر بشمار می آورند که از ذات واحد انتزاع می شوند.

ماتریدیه صفات را زائد بر ذات می دانند که قائم به ذات اند و ازلی و ابدی. این گروه برای خداوند صفت فعل قائل نیستند بلکه همه صفات فعل را به تکوین باز می گرداند، که صفت ذات است. لذا به هشت صفت قدیم معتقد اند.

اسماعیلیه خداوند را نه موصوف به صفت و ناموصوف به صفت می دانند، بلکه می گویند خداوند برتر از آن است که به صفتی متصف گردد، لذا خداوند نه قدیم است و نه حادث.

مرجئه کلیه صفات حتی علم و کلام را زائد بر ذات می دانند.

جهمیه خداوند را از کلیه صفات مخلوق بری دانسته و تنها خداوند را متصف به صفت قادر و فاعل و خالق می دانند.

 

۲- صفات خبریه:

اشاعره می گویند در اینگونه صفات باید به ظاهر آیات استناد نمود ولی از کیفیت و نحوی آن نباید سوال کرد.

معتزله، امامیه، ماتریدیه و زیدیه معتقد اند اینگونه صفات باید تاویل گردد و نمی توان به ظاهر آیه استناد نمود. زیرا این صفات مستلزم تشبیه و تجسیم الهی اند و می دانیم که خداوند جسم نیست.

 

۳- لزوم شناخت خداوند:

معتزله، امامیه و ماتریدیه شناخت خداوند و ایمان به او و لزوم اطاعت از او را واجب عقلی می دانند.

اشاعره شناخت خداوند را شرعی می داند که اگر شرع نبود شناخت خداوند هم لازم نبود.

۴- حسن و قبح عقلی (عدل الهی)

معتزله، امامیه، ماتریدیه و زیدیه حسن و قبح را عقلی می دانند و معتقد اند که عقل می توانند به قبح برخی از افعال و حسن برخی دیگر از افعال حکم نماید و امکان اتصاف فعل الهی به قبیح وجود دارد، اما بعلت حکمت از خداوند صادر نمی شود.

اشاعره معتقد است حسن و قبح کاملاً شرعی است و عقل را به آن راهی نیست، و حسن و قبح افعال تنها از امر و نهی مولی مشخص می شود؛ لذا هر آنچه خداوند انجام دهد حسن است و هر چه ترک نماید قبیح است.

 

۵- رویت خداوند

امامیه، معتزله، اباضیه، زیدیه و جهمیه معتقد اند که رویت خداوند به هیچ وجه حتی در قیامت ممکن نیست، زیرا رویت مستلزم جسم داشتن می باشد.

اشاعره و ماتریدیه بر این اعتقاد اند که خداوند در قیامت قابل رویت خواهد بود، البته ماتریدیه سعی نموده اند لوازم جسمانی رویت را نفی نمایند.

 

۶- کلام خداوند (تکلم)

امامیه دو نظر در این خصوص دارند: گروهی کلام را صفت فعل بشمار آورده اند و در نتیجه کلام را خلق اصوات در اجسام می دانند و گروهی دیگر کلام را همان خلق گرفته و بیان کرده اند که هر موجودی به لسان تکوین، کلام الهی است و از کمال و جمال آفریننده خود حکایت می کند.

اشاعره تکلم را از صفات ذات خداوند می داند و از آن به کلام نفسی تعبیر می نماید که امر واحدی است و وحدت نوعیه دارد، اشاعره کلام الهی را قابل شنیدن می دانند.

ماتریدیه کلام الهی را متکثر می دانند و می گوید کلام الهی قابلیت شنیدن را ندارد.

جهمیه کلام الهی را حادث می دانند.

 

۷- وعده و وعیدهای خداوند:

معتزله معتقد است که بر اساس عقل خلف وعده و وعید از خداوند محال است و باید به هر دو عمل نماید.

اشاعره می گوید از آنجا که هر چه خدا کند نیکو است لذا خلف وعده و وعید هر دو بر خداوند جایز است.

امامیه بر این باور است که خداوند خلف وعده نخواهد کرد اما می تواند تفضلاً به وعید خود عمل ننماید.

 

۸- بیان استثناء در ایمان به خداوند

اشاعره بیان استثناء در ایمان جایز است و اشکالی ندارد فردی بگوید من به خداوند مومن ام اگر خدا بخواهد.

ماتریدیه استثناء در ایمان را معادل شک گرفته اند لذا بیان استثنا در ایمان را قبول ندارند، ضمن آنکه بطور کل ایمان را مشکک نمی داند و قائل به وجود مراتب و زیادی و نقصان ایمان نمی باشند.

 

۹- بخشش و توبه پذیری خداوند:

معتزله معتقد است مغفرت بدون توبه عقلاً و شرعاً جایز نیست، و لازمه عقلی توبه بخشش گناهان است.

اشاعره معتقد است عقلاً جایز است که خداوند بدون توبه کسی را ببخشد هر چند شرعاً جایز نباشد و پذیرش توبه تفضلی است از جانب خداوند بر بندگان گناه کار.

امامیه پذیرش توبه صرفاً به علت تفضل الهی است و بین توبه کردن بنده و عدم عقاب آن به خاطر گناه انجام شده هیچ رابطه ی عقلی وجود ندارد.

ماتریدیه می گوید عقلاً و شرعاً جایز نیست که کافر و مشرک مورد عفو قرار بگیرند.

مرجئه می گوید بجز کفر امکان آمرزش هر گناه دیگری وجود دارد البته به شرط آنکه عقاب آن گناه از همه عفو گردد.

 

۱۰- تکلیف به ما لایطاق بندگان:

اشاعره تکلیف به ما لایطاق را از جانب خداوند جایز می دانند.

امامیه و معتزله و ماتریدیه و زیدیه می گویند تکلیف به مالایطاق جایز نیست زیرا قبیح است و خداوند فعل قبیح انجام نمی دهد.

مرجئه چون معتقد است در دین تکلیف و واجبی وجود ندارد در این زمینه بحث نمی نماید.

 

۱۱- هدف و غرض در افعال خداوند:

اشاعره معتقد اند که در افعال خداوند هیچ هدف و غرض از پیش تعیین شده ای وجود ندارد.

امامیه و معتزله و ماتریدیه برای افعال خداوند هدف و غرض مشخص قائل اند.

۱۲- جبر و اختیار

جبریه و جهمیه هر گونه اراده و اختیاری را از انسان سلب نموده اند.

اشاعره و اباضیه معتقد اند فاعل کلیه افعال خداوند است و انسان در افعال خود مجبور است اما برای خروج از دایره جبریه گفته اند که انسان کاسب افعال خداوند است. به این تصور که در غیر این صورت توحید افعالی از بین می رود.

ماتریدیه در این موضوع کلام اشاعره را بیان نموده اند اما در تبیین معنای کسب به شکلی سخن گفته اند که معنای امر بین الامرین از آن فهمیده می شود.

معتزله صراحتاً قائل به تفویض کلیه امور به انسان هستند.

زیدیه نیز تمایل خاصی به تفویض دارند.

امامیه در این زمینه به امر بین الامرین قائل است به این معنا که نه جبر است نه تفویض بلکه امر ثالثی است نه آنکه هم جبر است و هم تفویض و ما بین این دو را گرفته ایم.

 

۱۳- نبوت و جایگاه نبی

معتزله معتقد است که انسان با عقل صرف نیز می تواند رستگار شود و ارسال رسل ضرورت عقلی ندارد و پیامبران جایگاهی پایین تر از فرشتگان دارند.

اشاعره می گویند انسان بدون ارسال نبی نمی توانست راه را تشخیص دهد اما این ارسال برای خداوند ضرورت ندارد و پیامبر می تواند از میان زنان برانگیخته شود.

امامیه ارسال پیامبران را بر اساس قاعده لطف بر خداوند ضروری می داند و معتقد است عقل صرف نمی تواند راه گشای انسان باشد و جایگاه پیامبران را بالاتر از فرشتگان می داند.

اسماعیلیه پیامبران را مظهر عقل کل می داند اینان پیامبران اولوالعزم را هفت نفر می دانند (حضرت آدم(ع) و اسماعیل فرزند امام جعفر(ع) را نیز پیامبر اولوالعزم بر می شمارند)

 

۱۴- رابطه عقل و شرع:

معتزله در تعارض عقل و شرع، عقل را مقدم می دانند.

اشاعره در تعارض عقل و شرع، شرع را مقدم می دانند.

امامیه هر چند عقل را به عنوان مصدر استنباط احکام قبول دارد اما در همه حال و همواره آن را مقدم بر شرع نمی داند.

 

۱۵- امر به معروف و نهی از منکر:

اشاعره معتقد اند شناخت و وجوب امر به معروف و نهی از منکر شرعی است.

معتزله و امامیه شناخت معروف و منکر را منحصر در شرع نمی دانند و بلکه عقل هم می تواند ملاک تشخیص باشد اما وجوب آن شرعی است.

 

۱۶- قرآن:

معتزله و امامیه و اباضیه قرآن را حادث می دانند که می توان آن را با عقل تفسیر نمود.

اشاعره می گویند عقل نمی تواند قرآن را تفسیر نماید.

خوارج قرآن را قدیم می دانند.

اسماعیلیه معتقد اند ظاهر قرآن اصل نیست و باید آن را تاویل نمود تا به حقیقت قرآن دست یافت.

۱۷- ایمان مرتکب گناه کبیره:

معتزله فرد مرتکب کبیره را نه فاسق می داند نه مومن بلکه او در مرحله ی است میان این دو به نام منزله بین المنزلتین اما عقاب خواهد شد.

اشاعره بشرط اعتقاد به خداوند مرتکب کبیره را مومن، می دانند.

امامیه مرتکب کبیره را مومن فاسق می دانند که همچنان مسلمان است.

مرجئه هر کس را که به مسلمانی اقرار کند مومن می دانند زیرا عمل در مرتبه بعد از ایمان است و ایمان تنها به قول محقق می شود و ما حق نداریم در مورد آخرت کسی قضاوت کنیم.

ماتریدیه هر فردی تا زمانی که اقرار به کفر نکند مومن است و کسی که مرتکب گناه کبیره می شود پس از عقاب سرانجام به بهشت خواهد رفت.

زیدیه هر چند مرتکب کبیره را نه کافر می دانند نه مومن، اما در صورت عدم توبه او را مخلد در دوزخ می دانند.

خوارج مرتکب کبیره را کافر دانسته و ریختن خون او را جائز می دانند.

 

۱۸- [block]0[/block]

معتزله معتقد اند که بهشت و جهنم هنوز خلق نشده اند و همه مسلمانان فاسق و کفار در جهنم مخلد خواهند بود.

اشاعره و امامیه معتقد اند بهشت و جهنم اکنون آفریده شده اند و امامیه خلود در جهنم را به افراد خاصی منحصر می داند.

اسماعیلیه بهشت و جهنم جسمانی را رد کرده و حقیقت آن را عقلی می داند.

جهمیه معتقد است که پس عقاب یا پاداش افراد، جهنم و بهشت از بین خواهند رفت.

 

۱۹- شفاعت:

معتزله و زیدیه شفاعت را تنها در حق اهل طاعت که موجب ترفیع درجه آنها می شود را ممکن می داند.

اشاعره و امامیه و ماتریدیه معتقد اند شفاعت حتی می تواند شامل مرتکبین کبائر شود تا از عذاب رهایی یابند.

 

۲۰- امامت:

امامیه امامت را امری الهی می داند که با نصب تحقق می یابد و امام جانشین پیامبر(ص) است و حکومت تنها یکی از مناصب امامت است لذا اگر حکومت هم در اختیار وی نباشد امامت را دارا می باشد. در هر زمانی وجود امام واجب است که باید از بنی هاشم باشد و معصوم. امامیه انکار هر یک از امامان را موجب خروج از مذهب می داند.

معتزله نه عصمت امام را می پذیرد و نه اینکه زمان خالی از امام نیست.

ماتریدیه امامت را امری سیاسی اجتماعی می داند و ملاک را تعیین مردم می داند لذا خلافت هر چهار نفر را حق می داند.

خوارج امامت را حق هر انسان آزادی می داند ولو اینکه زن باشد و این امر تنها یک مسئولیت سیاسی است و قابلیت انتقال موروثی را ندارد بلکه هر کسی در صورت نشان دادن توانایی خود می توانند امام باشند.

زیدیه امامت را قابل تفویض می دانند و پس از سه امام اول هر یک از اولاد حضرت فاطمه(س) را که قیام نماید و مردم را به خود دعوت نماید امام می دانند

 

۵ دیدگاه برای “بررسی اختلاف آراء متکلمین فرق اسلامی در مسائل کلامی”

زینب بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۹ ب.ظ

سلام …منون که این فایل رو در اختیار ما گذاشتید.
در مورد انجمن راستش هرچقدر تلاش کردم نتونستم تاپیک جدیدی باز کنم…یعنی گزینه اش رو پیدا نکردم!!

علی رستمیانی بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ در ۷:۱۹ ب.ظ

با سلام و احترام ان شالله مورد استفاده واقع شود
تاپیک خاص اگر مد نظر هست بفرمایید من اضافه می کنم
البته در بخش پیشنهاد ها بفرمایید بهتر است.

علیزاده کرد آذر ۵ام, ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۳ ق.ظ

درود خدا بر حاج اقا رستمی و همکارانشون که اینقدر زحمت کشیدهاند درود بر رزمندگان عرصه علم درود درود……..

fatemeh.namdar اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۴ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

با سلام . من هر چه تلاش میکنم تا ادامه مطلب را در مقاله بررسی آرائ متکلمین اسلامی در مسایل اصلی کلامی ببینم کله وارید شوید را میزنم ولی وارد نمیشود. ثبت نام هم کرده ام.

fatemeh.namdar اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۹ ق.ظ

با سلام. بنده موفق شدم مقاله مذکور را مورد مطالعه قرار دهم. با تشکر از زحمات شما.

پاسخ دهید

دیدگاه شما


بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب